غمکده
خانـ ه ♥ لینـ ک ♥ ایمیـ لـ ♥ پروفایـ لـ ♥ طـراح
میگویند گریه نکن .... گریه کار مرد نیست.... خدایا چه میشنوم؟؟؟؟ مگر میشود انسان بود؛ دل داشت؛ لبریز احساس بود، اما گریه نکرد؟؟؟؟ مگر میشود چشم داشت فقر دید.....درد دید.... پستی و نامردی دید... هر آن دل تنگ دید.... اما گریه نکرد؟؟ گریه من نه از ناتوانی گاه از بی تابی...دلتنگی ....وگاه تنهاییست..... چشمه اشک من از نامردمی جاریست..... اینجا به گریه مرد طعنه میزنند..... اشک چشمم جاریست... خدایا.... از این پس اشک چشمم را فقط تو خواهی دید.... دل سنگ نخواهم شد... خسته ام از این دنیا ...... هر دم گریه باید کرد..... خدایا دلم مرگ آرامی کنار تو میخواهد...... عاشق شدم و عذاب را فهمیدم / رنجیدن و اضطراب را فهمیدم دیگر هیچ چیز مشترکی بین ما نیست هـــمــیــشـــﮧ نـــــﮧ دعــای بــاران چــ ــرا؟ دیر آمدی! گل اگر خار نداشت ما دو نفر بودیم جرعه ای از آب چشمه ی زلال دلت را نوشیدم درد تنهایـــــــــی کشیـــــــــــــــــــــدن مـــــــا، چـﮧ ڪَسـے مـے گویـَב בورے ســَـرבے مـے آورב ؟ اشتبــ ــآه از مَـלּ بـُـودْ مـَלּ کـِـْﮧ مـیدآنــَمْ ؛ مرا به یاد خواهی آورد میترسم بمیرم و نتوانم تو را در آغوش بگیرم عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است. جیب هایش ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﮐﻮﭼﮏ ! ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﯼ ﺣﺮﻓﺖ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ، ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺩﻫﺎﻥ ﻫﺮ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﺑﻮﯼ ﮔﻨﺪ “ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ” ﻣﯿﺪﻫﺪ . . .! کاشکی یکی بود که فقط با یکی بود … کاش به جای اینکه دستی بالای دست بود ، دستی توی دست بود … آدمیزاد بی غذا دو ماه دوام می آورد بی آب ، دو هفته بی هوا ، چند دقیقه بی"وجـــدان"، خـیلی . . . متاسفانه خیلی ! تمام تنم میلرزد... از زخمهایی که خورده ام..!! من از دست رفته ام...شکسـ ــ ـ ـته ام می فهمی؟؟ به انتهای بودنم رسیده ام اما...! اشــــــک نمیریزم پنهان شده ام پشت لبخـــندی که درد میــــکند.....!!!! همیشــــه دلتنگی به خاطر نبـــــــودن شخصی نیست گاه به علت حضور کسی در کنارت استـــــــ که حواسش به تــــــــو نیستــــــــ خدایــــــــــــــــــا … به حد کافی خیال بافتم … و تنم کردم … یه کم واقعیت شیرین … لطفا …!!! در قرن ما تعریف عشق : گره خوردن “تن ها“ست نه پیوند قلب♥ها ! فراموش شدن همیشه از نبودن نیست ! گاهی از نزدیک شدن زیاد فراموش میشی … ! همیشه چوب ســــــــوختنی نیست … خـــــوردنی هم هست ما گاهی چوبِســـــــادگیمون رو میـــــــــخوریم . . . صندوق صدقات نیست دل من که گاهی سکه ای محبت در آن بیاندازی و پیش خدای دلت فخر بفروشی که مستحقی را شاد کرده ای . . . دکتر پای نسخه ام بنویس “ممنوع ملاقات” بگذار تنهاییم دلیل پزشکی داشته باشد . . .! ﻛــﺎﺷــﻜـی ﺷـُـﻌـﻮﺭﺗﻢ، ﻣـِﺜـﻞ ﻟـﻴـﺴـﺖ ﺩﻭﺳــﺘـﺎﺕ ﻫــﺮ ﺭﻭﺯ ﺑـﻪ ﺗــﻌـﺪﺍﺩﺵ ﺍﺿــﺎﻓـﻪ ﻣــﻴـﺸُـﺪ! سکوت نشانه رضایت نیست.... عشق یعنی «پیشانی ام» سخـــــــــتــی تــنهــایی را وقتـــــی فــــهمیـــدم کــ ــه دیــدم مترسکـــــ گفته باشم … من درد میکشم اما تو چشمهایت را ببند، سخت است بدانم میبینی و بی خیالی … تویی که روزگاری برایم درمان بودی .. شعرهایم را میخوانی… و میگویی روان پریش شده ام ! پیچیده است … قبول … اما من فقط چشمهای تو را مینویسم … تو ساده تر نگاه کن … زندگی تکرار فرداهای ماست می رسد روزی که فردا نیستیم... آنچه می ماند فقط نقش نکوست نقش ها می ماند و ما نیستیم... آسمان هم آرام و هزاران فانوس باد هم می آید و نسیمی زیرک سعی دارد که بفهماند شب مظهر این همه تاریکی و دلتنگی نیست... به گمانم فردا روز خوبی باشد: صورت ماه به من می گوید...! از کشف تموم مجهولات این دنیا سخت تره سادگی ها رو باور کن... حکایت جالبیست اتاق ِ من . . . نمی فهمم فقط کاش که عشق مان دو طرفه باشد . . خدایا این دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمیکند فکری کن اشک ما طعنه میزند به باران رحمتت .
در چشم تو عشق را ندیدم اما / معنای دل کباب را فهمیدم
هر روز خطاهای تو را بخشیدم / تا بخشش بی حساب را بخشیدم . . .
تنها آسمانمان یکیست . . .
.
.
نمی بخشمت
ولی فراموشت می کنم
همیشه به همین سادکی از ادمای بی ارزش می گذرم . . .
.
.
“دوستت دارم”
تکیه کلام تو بود
من بی جهت به آن تکیه داده بودم…!!!
.
.
حضورت در کنار من معجزه نبود
نبودنت هم فاجعه نیست
فردا روزِ دیگری برای من خواهد بود
بیشتر از این برایت اشک نخواهم ریخت . . .
ولــــﮯ گـــاهـــﮯ
مــیــاטּ بـــوבטּ و خـــواســتـטּ
فـ ـاصـلـــﮧ مـــﮯ اُفــتــد
وقـ ـتــهــایـــﮯ هـــســت کــــﮧ
کــســﮯ را بـــا تــمـــاҐ وجــــوב میخواهــــﮯ
ولــــــﮯ نــــبـــــــایــــב کــنـــارش بــــاشـــﮯ...
دعــای عشــ ــ ـق بخــوان.
این روزهــا دلــ ها تشنــه تــرند تا زمیــن...!!
اما...
به همه گفتم درب قفسش باز بود و...
پرید...
ببین چه عشقبازی باشکوهیست
بین من و سکوت وُ
موریانههای گورستان!
دل اگر بی غم بود
اگر از بهر پرستو قفسی تنگ نبود
زندگی عشق اسارت قهر آشتی همه بی معنا بود
باد که آمد
یکی رفت و خاطره شد
یکی ماند تا خاطراتش را مرور کند
همانجا ، در کنار همان چشمه ی زلال
غرق شدم در احساسات یک عشق ماندگار...
مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی روی کاغذِ سفـــــــــید
شاهکاری میسازد به نامِ دیوانــــــــــگی
و من این شاهکــــارِ را به قیمتِ همه فصلهایِ قشنگِ زندگیم خریده ام
تو هر چه میخواهـــــــــی مـــــــرا بخوان
دیوانـــــه، خود خــــواه، بی احساس
نمیــــفروشــــــــم....!!!!
نســـــلی هستیم کــــه،
بهـــــــترین حــــــــرفهــــــای زندگــــــیمان را نگفتیـــــم…
تایــــــپ کردیـــــــــم
این جمله را پروانه ای گفت که
بالهایش در دست کودک بازی گوشی جا مانده بود...!
وَقتـے ڪـﮧ هَنــوز بـا یـاבَت ،
بَنـב بَنـב وجــوבَم گـَـرم مـے شوَב . ..
پـُر رَنگـْـ نـوشتــِہ بـُودمَتــْـ
بـہ ایـלּ رآحتـے هــآ پـ ـآکـــْـ نمـے شـَوے !
آن که روزی "رویایم" بود....
اَز یآد خـوآهــَمْ رَفـتْ !!
پـیر مـےْ شــَوَمْـ ؛
وَ فــَرآمـوشْ مـےْ کـُنـَم خْـود رآ ...!!
مــَלּ مـُدّت هْـآستْ کـِـﮧ مـُردِه اَمـْ ....!
آنچنان که باران غبار را از سنگ قبر کهنه ای می شوید
تا نام فراموش شده ای بدرخشد
آری ... از پس سالها مرا به یاد خواهی آورد ...
نگذار که با حسرت یک لحظه گرفتن دستهایت بمیرم.
میترسم بمیرم و نتوانم به تو ثابت کنم که عاشقت هستم ،
میترسم روزی بیایی و بگویی که من لایقت نیستم.
عشق گوش کردن نيست بلکه درك كردن است.
عشق ديدن نيست بلکه احساس کردن است.
عشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است.
ظرفیت دست ِ دیگری را نداشت
چه سخت ؛ ساده شد
عاشق نشدن مردی
که تمام عمر عاشق بود
شاید یکی دارد خفه میشود پشت یک بغض !!!
به سادگی دست کسی را می گیری
و به سختی هرگز رهایش نمی کنی...
سجده گاه لب هایت؛
«چشمانم»
میعادگاه قدم هایت؛
«دستانم»،
تکیه گاه خستگیهایت؛
و «قلبم»،
حریم دلتنگیهایت؛
تمامی اینها،
ارزانی «نیم نگاهت»!
بـه کــلاغ میــ ــگویــد:
هرچــقدر دوستـــ ــ داری نوکــ بزن
فقـــط تنهــام نــذار!!
گیتار دود میکند
سیگار ساز میزند
و من . . .
تمام میشوم !
من ، تو را می خوانم… ؟!
یا تو ، مرا می خوانی …. ؟!
طراح : صـ♥ـدفــ |